" بهــــــــــار......."
شاید آمد و شد فصلها یک اتفاق نباشد...
شاید بدان گونه که میپنداری ، امری ساده و معمولی نباشد...
زمستان میرود بهار می آید و ما جشن میگیریم....
کودک که بودم از مادرم پرسیدم:مادر،رفتن زمستان را جشن میگیریم یا آمدن بهار را؟؟؟
مادرم گفت:ما ، نو شدن را جشن میگیریم...
تولد دوباره ی یک شکوفه را جشن میگیریم...آب و هوای دیوانه واری را جشن میگیریم که پیش بینی نشدن آن هم زیباست...
باد ، به آرامی درختان را نوازش میکند و آنان را از خواب به بیداری دعوت میکند...
زمستان میرود و بهار می آید و با آمدنش روی زمستان خط نمیکشد....
گاهی وقت ها دلم برای سفیدی و پاکی و معصومیت زمستان میسوزد...
آخر میدانی بهار آنقدر زیباست که زیباییش ، زیبایی فصل قبلش را تکذیب میکند و این نه تقصیر زمستان است نه بهار!
خود بهار هم میداند زمستان چقــــــــــــــــــــدر زیباست.......!!!




یادت هست می گفتی : اگر ترکم کنی روزی ، تمام عمر خاموشم ؟ 

